Zende bâd Shourâhâ / 15 Juli 2009

!نه سرمايه! نه رهبران

!شوراهای کارگران

نسخه برای چاپ

در متن بحران جهانی سرمايه‌داری و آثار تشديدکننده‌ی آن در اقتصاد بحران‌زده‌ی سرمايه در ايران شاهد بحران سياسی عمیقی در رژيم جمهوری اسلامی هستيم. جناح‌های گوناگون حاکميت، در مبارزه بر سر راه‌های مناسب‌تر حل بحران اقتصادی و سياسی و حفظ حاکميت سرمايه و فرمانروائی خود به جان هم افتاده‌اند. دعوا بر سر اين است که کدام يک، و با چه نحوه‌ای از سرکوب، تحميق و استثمار قادرند سکان حاکمیت را محکم‌تر در دست داشته باشند؛ دعوا بر سر تقسيم رانت نفتی و سودهای ناشی از استثمار مليونی کارگران ميان سرمايه‌هاست؛ دعوای انتخاب چهره‌های مناسب‌تر حکومتی برای معامله با امپرياليست‌ها و رساندن ايران به قدرتی منطقه‌ای است.
آن‌چه که در اين فضای سياسی به غليان آمده ـ سوای هر نامی که بدلايل ايدئولوژيک بدان نسبت مي‌دهند: جنبش ارتجاعی تا انقلاب‌های گونا‌گون ـ نشانه‌ای بارز دارد از آتشفشان خشم توده‌های به‌جان آمده از سرکوب‌ و استثمار. اما چهره طبقات در اين حرکات، زیر رنگ‌افشانی‌های ایدئولوژيک پنهان شده است.
همانند هر حرکت و جنبشی فراگير در جامعه‌ی سرمايه‌داری عليه دولت حاکم، طبقات و اقشار گوناگون در تلاشند، هم در ائتلاف باهم، و هم در نبرد ايدئولوژیک و سياسی باهم، هريک بيش‌ترین بهره را برای گشودن راهشان به سوی هدف خويش بدست آورند. در اين ميان برخلاف کارگران و استثمارشدگان که اکثريت جامعه را تشکيل می‌دهند، طبقات و اقشار دارا و بهره کش که چه از نظر اقتصادی و سياسی و چه از نظر نظامی و تبليغاتی قدرت دارند، همه را به باهم بودن، يعنی با آن‌ها بودن فرا می‌خوانند.
در غليان خشم توده‌ها که ريشه در استثمار، فقر، سرکوب و ستم‌های بيشمار ناشی از زندگی در جامعه‌ی سرمايه‌داری دارد، “رهبران همه‌ی مردم” از هر طيفی به مسابقه باهم برخاسته‌اند. سياست‌پيشه‌گان، روشنفکران طبقات دارا و آنان که خود را ممتازين جامعه می‌شمارند، با ادعای نمايندگی مردم به ميدان ريخته‌اند تا در برابر قدرت کارگران، باز قدرت‌های ديگری را به حکومت برسانند.
مانند دوره‌ی انقلاب ۱۳۵۷ آنان از بردن نام طبقات هراس دارند و با تمام قوا می‌کوشند تا اتحاد کارگران و استثمارشوندگان برعليه سرمايه را، با کشاندن همه باهم به زير پرچم مبارزه عليه سلطنت و ديکتاتوری شاه (و امروزه عليه ولايت فقيه، اسلام سياسی و ديکتاتوری خامنه‌ای) درهم بشکنند.
همه‌ی “رهبران مردم” از رهبر ضد انقلاب اسلامی گرفته تا رهبران رنگی و غيررنگی در تلاش برای دولتی هستند حاکم بر کارگران‌. در برابر، تنها اين خودِ کارگران‌اند، که در شوراهای خويش راه را عملا برای محو نظام سرمايه‌داری می‌گشايند و زندگی‌ای انسانی را برای همه‌ی بشريت به ارمغان می‌آورند.


Kommentare

Textile-Hilfe