نگاهی کوتاه به جنبش کارگری در ایران / 16 Oktober 2005
نگاهی کوتاه به جنبش کارگری در ایران
جنبش کارگری در ایران ـ به ویژه پس از بستن لوله های نفت در دوره انقلاب ۱۹۷۸ که بدون آن شکستن کمر رژیم سلطنتی غیر ممکن می بود ـ جنبشی است شناخته شده .
پس از به قدرت رسیدن ضدانقلاب اسلامی در ايران، رژیم جدید شوراهای کارگران را، که به شکل نطفهای در حال اعمال قدرت در مراکز تولید بودند، سرکوب و تعداد بیش از ۵۰۰ کارگر فعال را اعدام کرد.
پس از این سرکوب و جنگ ایران و عراق، کارگران نفت پس از سالها، برای اولین بار در ۱۳۷۵ در تهران به صورت سازمانیافته در مقابل اداره مرکزی وزارت نفت به تظاهرات علنی پرداختند که رژیم با حمله و دستگيری بيش از ۱۰۰ تن از کارگران و سپس اخراج فعالين کارگری از کار اين حرکت را سرکوب نمود.
از آن زمان تاکنون طبقهی کارگر ایران راه پر از پیچ و خمی را طی کرده است. مبارزهی کارگران نساجی، با شکل اعتصاب، تظاهرات، بستن جادهها و شورش در شهرهائی چون بهشهر و غیره رژیم را در عمل به تنگنا انداخت. و رژیم در نهایت و به ویژه آن جا که اقشار تهیدست به پشتیبانی از کارگران برخاستند پاسخی جز سرکوب مسلحانه در برابر کارگران نداشت. زمانی که کارگران معدن خاتون آباد شهر بابک در استان کرمان، اوایل بهمن ماه سال ۸۲ برای استخدام کارگرانی که در راه اندازی معدن سهیم بودند به اعتراض برخاستند و با شرکت وسیع اعضای خانوادههای کارگری تحصن گسترده ای در خود معدن سازمان دادند، این تحصن توسط نیروهای انتظامی محاصره و سرکوب شد و تعدادی از کارگران در محل تحصن زخمی و دستگیر شدند. تظاهرات گسترده مردم شهر بابک، که محل زندگی بسیاری از کارگران معدن خاتون آباد است در ۴ بهمن سال ۸۲ در اعتراض به این سرکوب، از زمین و هوا مورد یورش نیروهای نظامی قرار گرفت و چند تن از کارگران کشته، ده ها تن زخمی و تعداد بیشماری دستگیر شدند.
با وجود این، جنبشِ کارگران ایران در سالهای گذشته همچنان به پیش رفته است؛ در حالی که جنبشِهای دیگری چون جنبشِ زنان و دانشجوئی از تب و تاب افتادهاند. (که سرکوب رژیم از طرفی و دادن امکان مالی به بخشی از این جنبشِ ها در شکل NGOها از طرف دیگر و نفوذ ایدئولوژیک حاکمین اصلاحگرا در این جنبشها نقش داشته است.)
در اين چند سال در کنار جنبش کارگران، جنبش نیمه علنی دیگری از فعالين کارگری در ایران پا گرفت که با حمایت بخشی از فعالان و پناهندگان کارگری و چپ در خارج از کشور روبرو گردید. این جنبشِ “تشکل برای کارگران“، که همچون کارگران به ستوه آمده، شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر رژیم را نمايندهی کارگران نمیداند، بزرگترین ضعف جنبش کارگری در ایران را نداشتن تشکل میدید و جدا از هر نامی که در تئوری برای این تشکل مطرح می کرد، در عمل داشتن سنديكاهائی مثل کشور های دیگر را کارساز برای کارگران در ایران تجویز می نمود، و کار اصلی خود را در ایجاد همبستگی میان کارگران جهان و ایران ـ در عمل یعنی کسب پشتیبانی از اتحادیه های کارگری در جهان برای کارگران ایران می دانست، تا از این طریق با فشار سیاسی به رژیم، او را وادار به پذیرش آزادى فعالیتهای سنديكائی کند. اکثر گروه های چپ ایران که در خارج فعالند، از طرفداران سرنگونی رژیم گرفته تا مبلغین راه های مسالمت آمیز، از ح ک ک ا تا حزب توده، از این جنبشِ سنديكائی حمايت می کنند و برای رشد آن در ایران عملا فعالیت می کنند.
از سوی ديگر از چند سال پیش، برای پذيرش ايران به عضویت سازمان تجارت جهانی و با توصيه های سازمان جهانی کار برای حل مشکلات اقتصادی در رابطه با نيروی کار در ايران، پيشنهاداتی جهت ايجاد تغييراتی در قانون کار به دولت ارائه داده شد، تا با حذف بخشهايی از قانون کار همچنين موانع سرمايه گذاری سرمايه گذاران داخلی و خارجی در ايران رفع گردد. همچنين جهت وفق دادن قانون کار با مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار، تغييراتی در فصل ششم قانون کار برای ایجاد تشکلات مستقل بوجود آيد. اشتياق دولت برای پيوستن به سازمان تجارت جهانی و درگيری بخشهايی از سرمايه با شوراهاى اسلامى کار و عدم کارائی این شوراها در کنترل جنبشِ کارگری و فعالیتهای سازمان جهانی کار فضايی به وجود آورد که بسیاری از فعالان کارگری و سازمان های سیاسی چپ به این نتیجه رسیدند که این شانس تاريخی را نباید از دست دهند و به سمت ایجاد ارگانهائی بروند که بتوانند خود با ILO طرف مذاکره شوند، و در ادامهی کار به تشکلهایی تبدیل شوند که کارگران نمایندگان خود را برای آنها، خود بهصورت آزاد انتخاب کنند.
در این راستا چند ماه پیش تشکلی بنام “کميته پيگيری” در اعتراض به توافق دولت ایران و سازمان جهانی کار و با امضای حدود ۳۰۰۰ نفر از کارگران و فعالین اتحاديهای به وجود آمد. در ماه مه نیز بخشی از فعالين کارگری، “کميته هماهنگی” را با امضای بیش از ۳۰۰۰ کارگر در مقابل دولت، سرمايه داران و نهادهای غيرکارگری به وجود آوردند. هر دو کمیته با وجود اختلافات نظری و اختلاف در گروه های سیاسی پشتیبانشان در صحنه عمل باهم تفاوت چندانی ندارند.
۱.خواستهای هردو کميته از جمله: نبود حق تشکل و اعتصاب، تا مزد کم کارگران و حاکم بودن قرارداد موقت استخدام در ایران، با هم تفاوت چندانی ندارد.
۲.شیوه عملی هر دو، توسل به جمعآوری امضای کارگران و ارائه آن به سازمان های ILO و ICFTU است. و این تنها منبع قدرتی است که به نظر میرسد که در داخل ایران میتوانند عملا روی آن تکیه کنند؛ در مقابل کمتر تکيه بر مبارزه از پائین و اعتصاب و تظاهرات غیر قانونی است. هر دو به شیوه های قانونی ومسالمت آمیز توسل می جویند و اين مورد را در نامه به فدراسیون سندیکاهای آزاد جهانی و غیره تاکید می کنند.
۳.حرکت عملی هر دو جریان، بيشتر شکلهايی سمبلیک دارد، مثل برگذاری جشن اول ماه مه و غيره که در کل به خواست های واقعی و همهگير طبقه کارگر ربطی ندارند.
اما مشکلی که این جریانات در درجه اول با آن روبرو هستند این است، که کارگران ایران به این سازمانهای جهاني اعتماد زيادی نداشته و برای گرفتن حقشان نمی توانند به آنها امید ببندند، چرا که اولا آنها را ارگانهائی می دانند که با رژیم نشستوبرخاست دارند و ثانیا فکر نمیکنند که بدون فشارِ اعتراض و به خیابان ریختن، بتوان رژیم را به عقب نشينی محسوسی واداشت.
حرکتهائی که هر دو کمیته در اول مه امسال سازمان دادند، نقش قانونی و مسالمت گرایانه آنها و همچنين عدم تفاوتشان را باهم در این مورد آشکار ساخت. رژیم، زیر نظارت فدراسیون جهاني سنديکاهای آزاد نه کسی را دستگير کرد و نه به کسی حمله برد. حتی محمود صالحی سخنگوی کمیته هماهنگی، در مراسم دولتی در سقز بعد از فرماندار و رئیس خانه کارگر سخنرانی کرد و در پایان مسئولان دولت از دوستان و همراهان صالحی خواستند تا مردم را آرام کنند.1
اما کارگرانی که به دعوت خانه کارگر در تهران در استادیوم آزادى جمع شده بودند با دیدن تبلیغات خانه کارگر برای کاندیداتوری رفسنجانی آنها را هو کرده، رفسنجانی را وادار به لغو سخنرانی اش کرده، مراسم را بههم میزنند.
در روزهای آتی ۳۰۰ نفر از فعالين شوراهای اسلامی کار به سرکردگی حسن صادقی، رئيس هيئت مديره کانون عالی هماهنگی شوراهای اسلامی کار کشور و احمد پنجکی نماينده خانه کارگر در سازمان بين المللی کار به مركز سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوس راني تهران حمله کرده و فعالان سنديكايي را مجروح و مكان سندیکا را تخريب میکنند. چند روز بعد اسانلو و چند نفر از اعضاي هييت موسس اين سنديكا در ديدار با خووان لوماويو مدير كل سازمان جهاني كار و واندرلان (مدير دفتر زير منطقه ي جنوب آسيا) در هتل استقلال تهران، اين حملات و ضرب و شتم افراد سنديكا را با آنها در ميان میگذارند.
مديركل سازمان بين المللى كار که به ايران سفر کرده بود، همچنين در جمع نمايندگان كارگران (از نظر اين سازمان يعنی افراد خانه کارگر)، كارفرمايان و دولت شرکت کرده و با اشاره به ديدگاههاى مطرح شده از سوى نمايندگان كارگر و كارفرما در اين جلسه میگويد: “قوانين سخت استخدام دائم كه منجر به توسعه قراردادهاى موقت شده است و همچنين نبود امنيت شغلى و آثار جهانى شدن بر اقتصاد ملى از مهمترين مشكلاتى است كه كارگران و كارفرمايان در ايران با آن روبه رو هستند. اما ضرورى است تا خاطرنشان كنم كه اين مشكلات در سطح جهان نيز وجود دارد.”
براساس استانداردهاى ILO عليرضا محجوب رئیس خانه کارگر در مسند نماينده كارگران ایران قرار گرفته است .اما در عين حال سوماويا در اين جلسه بر اين مساله هم تاكيد میکند كه حضور نمايندگان واقعى كارگران و كارفرمايان در اين مذاكرات بهترين ابزار براى حل و فصل مسائل و مشكلات است.
این که جنبش نا آرام کارگران ایران از طرفی و شرايط سياسى كشور و قدرت شوراهای اسلامی از طرف دیگر اجازه دهد سنديكاهاى كارگرى (حتی صنفى) با حضور اقشار مختلف كارگران به وجود بيايد و این که فعالين اين دو کميته بتوانند با تشویق کارگران به انتخاب مستقيم نمايندگان خود در محيط های مختلف کارگری و معرفی آنها به این کميتهها، حمايت بخش وسيعی از کارگران را جلب کرده و بدینگونه از بالا به ساختن اتحادیههای کارگری در ایران نائل شوند، به این سادگی ممکن نبوده و امری است که به پارامترهای دیگری از جمله به بحران سیاسی کنونی رژیم و تنشهای اجتماعی که رژیم را به تنگنا انداخته است، بستگی دارد.
مرداد ۲۰۰۵
1 http://www.workertoday.com/salehi/maysaqez.pdf
