Tavallod e Marxism / 21 März 2008
ـ“مارکسيسم” چهگونه و کِی زاده شد؟ـ
مارکسيسم مفهومی است با تفاسير گوناگون. برای برخی از چپها اين، امری عادی است که خود را مارکسيست بنامند و از مارکسيسمی معيّن و يا از انواع مارکسيسم ــ به عنوان جهانبينی يا حتا ايدئولوژی خود ــ سخن گويند. دولتهای باصطلاح سوسياليستی و احزاب گوناگون باصطلاح سوسياليستی و کمونيستی در گذشته و حال، مارکسيسم را پايهی انديشه و عمل سياسی خود دانسته و ميدانند و حتا جنبشهای آزاديبخش ملی از اين عنوان استفاده میکردند.
در کل ممکن است از نامها مفاهيم متفاوتی را منظور داشت، و نمیتوان جريان يا فردی را به صرف ناميدن خود با عنوانی (همچنان که به صرف نظرات) بدون داوری در مورد پراتيک اجتماعیاش مورد قضاوت قرار داد.
اما مفهوم رايج «مارکسيسم» بدرستی مفهومی است بسيار ناکارآمد؛ با اين مفهوم جنبشهايی اجتماعی با نام يک فرد گره میخورد و …
IBASURA! down down / 12 Oktober 2007
تظاهرات زنان خدمتکار خانگی فيليپينی در هنگ کنگ عليه سياست های دولت
Impressions of a demonstration on february, 4th 2007 against the POEA-guidelines
Deutsche Version: Philippinische Frauen als Hausangestellte in Hongkong
Luxemburg dar barâbar e Lenin / 9 September 2007
لوکزامبورگ در برابر لنين
نوشتهی: پل ماتيک
اين مقاله ترجمهای است از متن آلمانی Die Gegensätze zwischen Luxemburg und Lenin (اختلاف آرای لوکزامبورگ و لنين) که پل ماتيک در سال ۱۹۳۵ نوشته است. گرچه بيش از ۷۰ سال از زمان نوشتن اين مقاله میگذرد و به قول خود ماتيک در آن زمان، اينک نيز تاريخ «بخشی از اختلافات ميان لوکزامبورگ و لنين را … کمابيش پشتسر گذاشته است»، اما نهتنها نکتهى اساسى در مباحثات آندو ـ يعنی اينکه آيا انقلاب منوط به وجود جنبش کارگریِ متشکل است يا به جنبش خودانگيختهی کارگران بستگی دارد ـ، بلکه سنجيدن اختلافات آندو در مورد مسألهی ملی و مسألهی فروپاشی سرمايه، و ادامهی کاوش در اين زمينه ها هنوزهم از اهميت مبرمی برخوردار است.
اين نکات اساسی مورد اختلاف را که ماتيک در اينجا برجسته میکند، نمیتوان جدا از هم بررسی نمود؛ حتا مجادله ميان لوکزامبورگ و لنين در بارهی مسألهی ملی با ديگر مسائلِ انقلاب جهانى بهصورت تنگاتنگى گره خورده و تنها يک نمونه از اختلافات اساسى ميان آندو و يا اختلاف ميان درک ژاکوبنى و درک واقعاً پرولتری از انقلاب جهانى است.
ماتيک اين موارد را در فصول ۱.ضديت با رفرميسم ۲. دربارهی مسألهی ملى ۳. فروپاشى سرمايه، و ۴. خودانگيختهگى و نقش سازمان مورد بررسی قرار میدهد.
برای خواندن اين مقاله اينجا را کليک کنيد
نسخه برای چاپ
Mavâne´e Nazari / 20 August 2007
موانع نظری پیشاروی جنبش طبقهی كارگر در ایران
در بحث برسر موانع نظری پیشاروی جنبش طبقهی كارگر ایران اول این توضیح ضروری است كه خودِ موانع ذهنی و نظری بنوعی بیان و بازتاب موانع عملی اند و این معضلی است مشترك در سطح جهانی كه در هر كشوری چون ایران ویژه گیهای خود را دارد. خودِ موضوع موانع عملی بحث مستقلی است كه بخشی به ساختار سرمایه داری در ایران و بخشی به سركوب عریان جنبش كارگری در طول تاریخ مربوط است. ما موانع نظری را می توان در سه امر مهم خلاصه كرد: ١. در برداشت از ماهیت و مفهوم خودِ طبقه كارگر. ٢. در تحلیل از مبارزه ی این طبقه و ٣. در نگرش و برخورد به سازمانیابی طبقه ی كارگر. اكنون بطور خلاصه به این معضلات می پردازم:
Die Gegensaetze zwischen Luxemburg und Lenin / 18 August 2007
Paul Mattick, Rätekorrespondenz, Heft 12, September 1935

Rosa Luxemburg und Lenin sind aus der Sozialdemokratie hervorgegangen. Beide spielten in ihr eine bedeutende Rolle; ihre Arbeit beeinflußte nicht nur die russische, polnische und deutsche Arbeiterbewegung, sie war von internationaler Bedeutung. In beiden symbolisierte sich die Oppositionsbewegung zum Revisionismus der Zweiten Internationale. Was beide verband, war der gemeinsame Kampf gegen den Reformismus der Vorkriegszeit und den Chauvinismus der Sozialdemokratie während des Krieges. Aber dieser Kampf war zugleich begleitet von der Auseinandersetzung zwischen Luxemburg und Lenin um den Weg der Revolution, und da sich die Taktik nicht vom Prinzip trennen läßt, letzten Endes ebenfalls eine prinzipielle Auseinandersetzung um Inhalt und Form der neuen Arbeiterbewegung, der Revolution und der Diktatur des Proletariats.

